مشخص شده است که این مداومت در پایش و سانسور واکنشهای درونی، در نهایت به فرسودگی مفرط میانجامد.در بخشی از این مطالعه آمده است: «محققان معتقدند این نقشبازی سطحی، چرخهای از خستگی اثباتشده ایجاد میکند که منابع حیاتی لازم برای عملکرد مطلوب در تعاملات بین فردی را تخلیه میسازد.
در نتیجه، ظرفیت شناختی کاهش یافته، هویت فردی رنگ میبازد و اعتماد تیمی به قدری آسیب میبیند که ایفای نقشهای رهبری در آینده را دشوارتر میسازد.»این آزمایشها با پایش مداوم سطح انرژی و نگرش مدیران و کارکنان در طول روز و مقایسه آن با میزان کنترل عاطفی گزارش شده از سوی آنان انجام گرفت.
نتایج نشان داد افرادی که بیشترین میزان نقشبازی سطحی را داشتند، از این رفتار به دو شیوه خود-تقویتشونده دچار آسیب شدهاند.
نخست اینکه این افراد بیشتر در معرض این هستند که روز خود را با احساس خستگی آغاز کنند و در قیاس با کسانی که صادقانه احساسات خود را بروز میدهند، در طول روز و هفته کاری، سریعتر دچار فرسودگی میشوند.
